برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی maintenance به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل maintenance
(اسم) حفظ کردن یا نگهداری و مراقبت کردن از چیزی تا باقی بماند یا تغییر نکند (دو مثال اول) – مهریه یا پولی که همسر موظف است بعد از طلاق بپردازد (alimony)
Old houses need a lot of maintenance.
خانه های قدیمی به مراقبت زیادی نیاز دارند.
the maintenance of living standards
حفظ استانداردهای زندگی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره maintenance، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

