برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی machinery به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل machinery
(اسم) مجموعه از ماشین های بزرگ (مثال اول) – قطعات یک ماشین که همراه هم باعث عملکرد آن ماشین می شوند (مثال دوم) – ساختار یا سازمان چیزی، سیستمی برای کاری (دو مثال آخر)
agricultural/industrial machinery
ماشین آلات کشاورزی/صنعتی
a clock with all its machinery
یک ساعت به همراه همه قطعاتش
the machinery of government
ساختار حکومت
effective machinery for resolving disputes
مکانیزم موثر برای حل و فصل اختلافات
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره machinery، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

