برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی loaf به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل loaf
معنی loaf
(اسم) قرص نان (مثال اول) – کیک بلند یا گرد یا مکعبی شکل که بعد از پختن برای سرو تکه تکه میشود – غذایی که با فشردن و شکل دادن به مانند قرص نان می شود و پخته و سرو میشود (مثال دوم)
a loaf of bread
یک قرص نان (نان گرد یا مکعبی شکل)
It has classics like chili and meat loaf.
اینجا غذاهای کلاسیکی مثل چیلی و قرص گوشت پخته شده دارد.
loaf
فعل
loafs; loafed; loafing
ترجمه loaf - حالت فعل
(فعل) کار نکردن و استراحت یا ریلکس کردن
It sounds like an excuse to loaf around doing nothing in particular.
این کار به نظر بهانه ای برای ریلکس کردن و کار خاصی انجام ندادن است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره loaf، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



