برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی limb به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل limb
معنی limb
(اسم) دست یا پا (مثال اول) – شاخه بلند یک درخت - out on a limb در وضعیت خطرناک یا حساس (مثال دوم) - risk life and limb جان خود را برای کاری به خطر انداختن - tear/rip somebody limb from limb به شدت به کسی حمله ور شدن – limbed (به صورت ترکیب – مثال سوم)
an artificial limb
یک دست یا پای مصنوعی
I don't want to go out on a limb, but I think we can afford to do it.
من نمیخواهم خطر کنم ولی به نظرم میتوانیم از پس این کار برآییم.
long-limbed
دست و پای بلند
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره limb، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



