برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی lighting به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل lighting
(اسم) روشنایی، نور (مثال اول) – لامپ یا هر وسیله روشنایی دیگر (مثال دوم) – نورپردازی در یک فیلم یا نمایش و غیره
She prefers natural lighting for her photography.
او نور طبیعی را برای عکاسی خود ترجیح میدهد.
a company that sells lighting equipment
شرکتی که وسایل روشنایی می فروشد
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره lighting، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

