برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی kit به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل kit
(اسم) مجموعه از لوازم یا ابزار برای کاری خاص (مثال اول) – اجزاء آماده برای ساخت چیزی (مثال دوم) – لباس فرم یک تیم ورزشی یا لباس و مجموعه ابزار همراه یک سرباز (مثال سوم) - get your kit off لباس های خود را در آوردن
shaving kits
لوازم (کیت) اصلاح (مثلا شامل: ژیلت، فرچه، افترشیو و ...)
He built a model plane from a kit.
او با قطعات آماده یک ماکت هواپیما ساخت.
football kits
کیت های ورزشی فوتبال
kit
فعل
kits; kitted; kitting
(فعل) kit out/up لباس یا تجهیزات مربوط به کاری را به کسی دادن، چیزی را مجهز کردن
They kitted the office space up/out with brand new desks.
آن ها فضای اداره را به میزهای تازه تجهیز کردند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره kit، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


