برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی kit به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل kit
(اسم) مجموعه از لوازم یا ابزار برای کاری خاص (مثال اول) – اجزاء آماده برای ساخت چیزی (مثال دوم) – لباس فرم یک تیم ورزشی یا لباس و مجموعه ابزار همراه یک سرباز (مثال سوم) - get your kit off لباس های خود را در آوردن
shaving kits
لوازم (کیت) اصلاح (مثلا شامل: ژیلت، فرچه، افترشیو و ...)
He built a model plane from a kit.
او با قطعات آماده یک ماکت هواپیما ساخت.
football kits
کیت های ورزشی فوتبال
kit
فعل
kits; kitted; kitting
(فعل) kit out/up لباس یا تجهیزات مربوط به کاری را به کسی دادن، چیزی را مجهز کردن
They kitted the office space up/out with brand new desks.
آن ها فضای اداره را به میزهای تازه تجهیز کردند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره kit، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

