برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی interact به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل interact
(فعل) فعل و انفعال داشتن، نشست و برخواست داشتن، تعامل داشتن
Sarah interacts well with other children in the class.
سارا با بقیه بچه های این کلاس تعامل خوبی دارد.
When a bleach interact with hydrochloric acid, the results can be deadly.
وقتی یک مایع سفید کننده با هیدروکلوریک اسید (جوهر نمک) فعل و انفعال ایجاد می کند، نتیجه این ترکیب می تواند مرگبار باشد. (تولید گاز کلر کرده و تنفس گاز کلر باعث می شود که کلر، ریه را سوراخ کرده و اسفنجی نماید)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره interact، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


