برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
قیمت محصولات آموزشی وبسایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینههای جاری وبسایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزشهای دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی institutional به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل institutional
(صفت) مربوط به سازمان (هر چیزی که به مؤسسات (مانند بیمارستانها، دولت، بانکها، دانشگاهها و شرکتها) مرتبط باشد - مثال اول) – نهادی، ساختاری (چیزی که به یک سیستم یا ساختار اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی مربوط است - مثال دوم)
The hospital provides typically awful institutional food.
معمولا بیمارستان ها غذای سازمانی بیکیفیت ارائه میدهند.
Institutional changes are needed.
تغییرات نهادی لازم است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره institutional، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


