برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی institutional به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل institutional
(صفت) مربوط به سازمان (هر چیزی که به مؤسسات (مانند بیمارستانها، دولت، بانکها، دانشگاهها و شرکتها) مرتبط باشد - مثال اول) – نهادی، ساختاری (چیزی که به یک سیستم یا ساختار اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی مربوط است - مثال دوم)
The hospital provides typically awful institutional food.
معمولا بیمارستان ها غذای سازمانی بیکیفیت ارائه میدهند.
Institutional changes are needed.
تغییرات نهادی لازم است.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


