برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی institutional به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل institutional
(صفت) مربوط به سازمان (هر چیزی که به مؤسسات (مانند بیمارستانها، دولت، بانکها، دانشگاهها و شرکتها) مرتبط باشد - مثال اول) – نهادی، ساختاری (چیزی که به یک سیستم یا ساختار اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی مربوط است - مثال دوم)
The hospital provides typically awful institutional food.
معمولا بیمارستان ها غذای سازمانی بیکیفیت ارائه میدهند.
Institutional changes are needed.
تغییرات نهادی لازم است.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره institutional، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

