برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی input به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل input
(اسم) نظری که به تصمیم گیری کسی کمک می کند (مثال اول) – اطلاعات ورودی به یک کامپیوتر (مثال دوم) – ورودی یک وسیله الکتریکی یا الکترونیکی (مثال سوم)
I'd appreciate your input on this.
من قدردان نظر شما درباره این موضوع خواهم بود.
data input
ورود اطلاعات
Where is the audio input on the computer?
ورودی صدای کامپیوتر کجاست؟
input
فعل
inputs; inputted or input; inputting
(فعل) وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر
The information is input to our computer system.
این اطلاعات وارد سیستم کامپیوتری ما می شوند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره input، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


