برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی grill به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل grill
(اسم) باربکیو زغالی یا گازی (نوعی اجاق که استیک یا غذا روی دمای شعله گاز یا زغال زیر آن پخته میشود – مثال اول) – رستورانی که غذا را به شکلی که در تعریف قبلی گفته شد یا کبابی درست میکند (رستوران باربکیو، کبابی – مثال دوم)
He put the hamburgers on the grill.
او همبرگرها را روی باربکیو گذاشت.
a Mexican grill
یک کبابی مکزیکی
grill
فعل
grills; grilled; grilling
(فعل) کباب کردن گوشت (مثال اول) – سوال پیچ کردن کسی برای مدت زمان زیاد، بازجویی کردن (مثال دوم)
Dad was grilling chicken in the back yard.
پدر داشت در حیاط پشتی جوجه کباب میکرد.
She was grilled by detectives for several hours.
او برای چندین ساعت توسط کارآگاهان سوال پیچ شد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره grill، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

