عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل grease

grease

اسم

US تلفظ صوتی/ˈgriːs/

(اسم) هر ماده شبیه به چربی یا روغن که بعد از ذوب شدن نرم و قابل حرکت می شود (گریس، روغن، چربی)

The dinner plates were thick with grease.

بشقاب های شام پوشیده از چربی بود.

You should put some grease on that hinge.

باید مقداری گریس روی آن لولا بزنید.

grease

فعل

greases; greased; greasing

(فعل) چرب کردن (مثال اول) - grease somebody’s palm کف دست کسی را چرب کردن (کنایه از باج سیبیل دادن، رشوه دادن) - like greased lightning خیلی سریع - grease the wheels وقوع چیزی را آسان تر کردن

Grease the pan before you put the cake batter in.

قبل از قرار دادن خمیر کیک درون ماهیتابه، آن را چرب کنید.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی