بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی grease به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل grease

grease

اسم

US تلفظ صوتی/ˈgriːs/

(اسم) هر ماده شبیه به چربی یا روغن که بعد از ذوب شدن نرم و قابل حرکت می شود (گریس، روغن، چربی)

The dinner plates were thick with grease.

بشقاب های شام پوشیده از چربی بود.

You should put some grease on that hinge.

باید مقداری گریس روی آن لولا بزنید.

grease

فعل

greases; greased; greasing

(فعل) چرب کردن (مثال اول) - grease somebody’s palm کف دست کسی را چرب کردن (کنایه از باج سیبیل دادن، رشوه دادن) - like greased lightning خیلی سریع - grease the wheels وقوع چیزی را آسان تر کردن

Grease the pan before you put the cake batter in.

قبل از قرار دادن خمیر کیک درون ماهیتابه، آن را چرب کنید.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره grease، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته