برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی graph به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل graph
(اسم) نمودار
Plot the information on a graph.
این اطلاعات را روی یک نمودار رسم کنید.
a graph of temperature changes
نمودار تغییرات دما
graph
فعل
graphs; graphed; graphing
(فعل) چیزی را با نمودار نشان دادن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره graph، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


