تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل frequent

frequent

صفت

US تلفظ صوتی/ˈfriːkwənt/

(صفت) مکرر، معمول

a frequent visitor

یک بازدید کننده همیشگی

frequent intervals

وقفه های مکرر

frequent changes in policy

تغییرات مکرر در سیاست ها

frequent

فعل

frequents; frequented; frequenting

(فعل) اغلب به جایی رفتن یا از جایی دیدن کردن

a bar frequented by criminals

باری که مجرمان اغلب به آنجا می رفتند

در بخش نظرات پایین صفحه درباره frequent، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته