برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی frequent به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل frequent
(صفت) مکرر، معمول
frequent
فعل
frequents; frequented; frequenting
(فعل) اغلب به جایی رفتن یا از جایی دیدن کردن
a bar frequented by criminals
باری که مجرمان اغلب به آنجا می رفتند
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


