برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
fortnight | معنی دو هفته
معنی fortnight در فارسی
(اسم) دو هفته، چهارده روز (بیشتر در انگلیسی بریتانیایی رایج است؛ ریشهٔ آن fourteen nights یعنی چهارده شب است)
مثالهای fortnight در جمله
once a fortnight
هر دو هفته یک بار
a fortnight ago
دو هفته پیش
The project will take about a fortnight to complete.
این پروژه حدود دو هفته طول میکشد تا کامل شود.
They spent a fortnight in the countryside.
آنها دو هفته را در حومهٔ شهر گذراندند.
I'll be back in a fortnight.
دو هفتهٔ دیگر برمیگردم.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره fortnight، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

