عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل foreground

foreground

اسم

US تلفظ صوتی/ˈfoɚˌgraʊnd/

foregrounds

(اسم) the foreground بخشی از یک تصویر یا صحنه که به بیننده نزدیک تر است - be in the foreground مهم بودن، توجه را به خود جلب کردن (مثال دوم)

the foreground of this painted landscape

پیش زمینه (قسمت جلویی) این منظره نقاشی شده

This worry has come to the foreground in recent years.

این نگرانی در سالهای گذشته پر رنگ شده است.

foreground

فعل

foregrounds; foregrounded; foregrounding

(فعل) به چیزی اهمیت بیشتری دادن، چیزی را بیش از پیش کانون توجهات کردن

His speech foregrounded the history of the decision.

سخنرانی او تاریخ این تصمیم را برجسته کرد.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش تصویری برق ساختمان