برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی foreground به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل foreground
(اسم) the foreground بخشی از یک تصویر یا صحنه که به بیننده نزدیک تر است - be in the foreground مهم بودن، توجه را به خود جلب کردن (مثال دوم)
foreground
فعل
foregrounds; foregrounded; foregrounding
(فعل) به چیزی اهمیت بیشتری دادن، چیزی را بیش از پیش کانون توجهات کردن
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


