برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی flatten به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل flatten
(فعل) صاف شدن، با سطح یکی شدن (سه مثال اول) - flatten (yourself) against something بدن یا قسمتی از بدن را روی چیزی فشار دادن (مثال چهارم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره flatten، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

