تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل fingerprint

fingerprint

اسم

US تلفظ صوتی/ˈfɪŋgɚˌprɪnt/

fingerprints

(اسم) اثر انگشت، رد

Her fingerprints were all over the gun.

اثر انگشت های او همه جای تفنگ وجود داشت.

fingerprint

فعل

fingerprints; fingerprinted; fingerprinting

(فعل) از کسی اثر انگشت گرفتن

The police fingerprinted the suspects.

پلیس از مظنونین اثر انگشت گرفت.

در بخش نظرات پایین صفحه درباره fingerprint، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته