برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی filling به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل filling
(صفت) (در مورد یک غذا) شکم پر کن (با خوردن کمی از آن ها احساس سیری میکنید)
filling foods
غذا های شکم پر کن
filling
اسم
fillings
(اسم) ماده پر کننده چیزی (مخصوصا دندان) – غذایی که داخل غذای دیگری میگذارند و درون آن را پر یا غنی میکنند (مثال دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره filling، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


