برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی fetch به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل fetch
(فعل) رفتن و چیزی یا کسی را آوردن (مثال اول) – فروخته شدن به قیمتی (مثال دوم) - fetch and carry خدمت کردن به کسی، در خدمت کسی بودن - fetch up از جایی یا موقعیتی سر در آوردن یا رفتن که انتظارش را نداشتید یا جزء برنامه شما نبود (end up)
Go and fetch a doctor.
برو و یک دکتر بیار.
The necklace fetched over a million dollars.
آن گردنبند بیش از یک میلیون دلار فروخته شد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره fetch، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

