برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی exhaust به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل exhaust
(فعل) کسی را خیلی خسته کردن (مثال اول) – تمام پول یا منابع و غیره خود را خرج کردن و استفاده کردن (مثال دوم) - exhaust a subject/topic etc اینقدر درباره چیزی حرف زدن که دیگر حرفی باقی نماند
exhaust
اسم
exhausts
(اسم) اگزوز وسیله نقلیه – دود خروجی از اگزوز
exhaust fumes
دود اگزوز
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره exhaust، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


