برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی exhaust به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل exhaust
(فعل) کسی را خیلی خسته کردن (مثال اول) – تمام پول یا منابع و غیره خود را خرج کردن و استفاده کردن (مثال دوم) - exhaust a subject/topic etc اینقدر درباره چیزی حرف زدن که دیگر حرفی باقی نماند
exhaust
اسم
exhausts
(اسم) اگزوز وسیله نقلیه – دود خروجی از اگزوز
exhaust fumes
دود اگزوز
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره exhaust، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

