برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی elastic به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل elastic
(صفت) قابل کش آمدن (مثال اول) – قابل تغییر (مثال دوم)
elastic
اسم
elastics
(اسم) کِش (مثال اول) – نخ کشسان
He wrapped an elastic around the cards.
او یک کش دور کارت ها پیچید.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره elastic، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


