عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل dumb

dumb

صفت

US تلفظ صوتی/ˈdʌm/

dumber; dumbest

(صفت) کودن، احمق، احمقانه (دو مثال اول) – لال شدن به صورت موقت و در نتیجه یک شوک (مثال سوم) – لال - dumb luck اتفاق خوبی که به صورت غیر منتظره رخ می دهد، خوش شانسی محض

It was a dumb idea in the first place.

این از اول یک فکر احمقانه بود.

If the police question you, act/play dumb.

اگر پلیس از تو بازجویی کرد، کودن بازی در بیار.

I was struck dumb by the surprise.

من از حیرت زبانم بند آمد.

dumb

فعل

dumbs; dumbed; dumbing

(فعل) dumb down چیزی را قابل فهم کردن

The scientists dumbed down the report before releasing it to the public.

دانشمندان قبل از انتشار گزارش برای عموم، آن را قابل فهم کردند.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی