برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی dominant به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل dominant
(صفت) غالب یا مهم تر از بقیه یا بیشتر آن ها (دو مثال اول) – رایج ترین (مثال سوم) – (زیست شناسی) غالب (مثال آخر)
a dominant issue in the next election
موضوع غالب در انتخابات بعدی (دغدغه اصلی در انتخابات بعدی)
London is dominant within the UK economy.
لندن در اقتصاد بریتانیا مهم ترین نقش را دارد.
the dominant religion of the country
رایج ترین مذهب در این کشور
Brown hair is a dominant trait.
موی قهوه ای یک صفت غالب است. (یعنی اگر مادر یا پدر موی قهوه ای داشته باشند، فرزند آن ها هم موی قهوه ای خواهد داشت)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره dominant، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


