برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی dive به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل dive
(فعل) شیرجه زدن (مثال اول) – غواصی کردن (مثال دوم) – در آب پایین رفتن (مثال سوم)
We dived into the river to cool off.
ما برای خنک شدن درون رودخانه شیرجه زدیم.
They are diving to collect marine organisms.
آنها در حال غواصی برای جمع آوری موجودات دریایی هستند.
The submarine dived to avoid being seen.
زیردریایی به زیر آب رفت تا دیده نشود.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) (در مورد پرنده یا هواپیما) شیرجه شدن یا به سرعت پایین آمدن (مثال اول) – شیرجه زدن یک دروازهبان یا کاری شبیه به این (مثال دوم) – (در مورد قیمت) سقوط کردن (مثال سوم)
We watched the hawk dive for its prey.
ما شیرجه شاهین را برای شکارش تماشا کردیم.
She dove for the ball.
او برای گرفتن توپ شیرجه زد.
Stock prices dove 200 points in a single day of trading.
فقط در معامله در یک روز ارزش سهام 200 واحد سقوط کرد.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) dive in/into الف: با ولع شروع به خوردن غذا کردن ب: به سرعت دست به کار شدن (مثال اول) - dive into دست خود را درون کیف و غیره کردن
I'm just not ready to dive into another romantic relationship.
من اصلا این آمادگی را ندارم که به سرعت یک رابطه رمانتیک دیگر را شروع کنم.
dive
اسم
dives
(اسم) شیرجه (مثال اول) – غواصی (مثال دوم) – (در مورد یک پرنده یا هواپیما) شیرجه، به سرعت پایین آمدن – یک میخانه یا کلوپ موسیقی و ... که ارزان و تاریک و عموما کثیف باشد (مثال سوم) – شیرجه در ورزش یا شیرجه به سمت چیزی (مثال چهارم)
a perfect dive
یک شیرجه بی نقص
a dive to a depth of 20 meters
غواصی در عمق 20 متری
That bar is a real dive.
آن میخانه واقعاً ارزان است.
He made a dive for the door.
او به سمت در شیرجه زد.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


