بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل discomfort

discomfort

اسم

US تلفظ صوتی/dɪsˈkʌmfɚt/

discomforts

(اسم) درد یا ناراحتی فیزیکی (مثال اول) – ترس یا ناراحتی (unease - مثال دوم)

the discomforts of pregnancy

دردهای دوران بارداری

Jim's presence caused her considerable discomfort.

حضور جیم باعث ناراحتی قابل توجه او شد.

discomfort

فعل

discomforts; discomforted; discomforting

(فعل) کسی را ناراحت یا نگران کردن

در بخش نظرات پایین صفحه درباره discomfort، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی