برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی dignity به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل dignity
(اسم) شان، وقار، احترام و عظمت (مثال اول) – شرافت، افتخار (مثال دوم و سوم) - beneath your dignity کسر شان (مثال آخر)
She handled the situation with great dignity.
او آن وضعیت را با وقار زیادی مدیریت کرد.
the dignity of work
شرافت کار کردن (به این معنی که هر شغلی شریف و لازم است)
Patients should be allowed to die with dignity.
به بیماران باید این اجازه داده شود که کریمانه از دنیا روند.
She felt cleaning the bathroom was beneath her dignity.
او حس کرد که تمیز کردن حمام کسر شان او است.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


