برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی dignity به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل dignity
(اسم) شان، وقار، احترام و عظمت (مثال اول) – شرافت، افتخار (مثال دوم و سوم) - beneath your dignity کسر شان (مثال آخر)
She handled the situation with great dignity.
او آن وضعیت را با وقار زیادی مدیریت کرد.
the dignity of work
شرافت کار کردن (به این معنی که هر شغلی شریف و لازم است)
Patients should be allowed to die with dignity.
به بیماران باید این اجازه داده شود که کریمانه از دنیا روند.
She felt cleaning the bathroom was beneath her dignity.
او حس کرد که تمیز کردن حمام کسر شان او است.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره dignity، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

