برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی deed به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل deed
(اسم) عمل، اقدام، کار، کردار (مثال اول) – سند یک ملک (مثال دوم)
We are judged by our deeds.
ما با اعمال خود قضاوت میشویم.
She gave them the deed to the property.
او سند آن ملک را تقدیم آنها کرد.
deed
فعل
deeds; deeded; deeding
(فعل) سند زدن چیزی به نام کسی و منتقل کردن آن
He deeded the house to his children.
او مالکیت آن خانه را برای بچه های خود سند زد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره deed، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


