برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی copper به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل copper
(اسم) فلز مس (با نماد Cu در جدول مندلیوف - مثال اول) – رنگ مسی (مثال دوم) – یک سکه کم ارزش – (بریتیش) یک افسر پلیس
The wires are made of copper.
این سیم ها از مس ساخته میشوند.
copper hair
موی مسی رنگ (قرمز مایل به قهوه ای)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره copper، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


