برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
قیمت محصولات آموزشی وبسایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینههای جاری وبسایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزشهای دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی consent به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل consent
(اسم) اجازه انجام کاری، مخصوصاً اجازه ای که از طرف مقام مسئولی داده شده باشد (مثال اول) - by common consent با موافقت بیشتر مردم یا افراد - by mutual consent با توافق دو طرف (مثال دوم)
consent
فعل
consents; consented; consenting
(فعل) موافق کردن برای چیزی یا دادن اجازه برای چیزی
She finally consented to answer our questions.
او سرانجام موافقت کرد که به سوالات ما پاسخ دهد.
My teacher consented to let our class leave early.
معلم من موافقت کرد تا کلاسمان را زودتر ترک کنیم.
The majority of our club members consented to raise the dues.
اکثریت اعضای کلوب ما موافقت کردند تا هزینه ها را افزایش دهیم.
David would not consent to our plan.
دیوید با نقشه ما موافقت نخواهد کرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره consent، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


