عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل consent

consent

اسم

US تلفظ صوتی/kənˈsɛnt/

(اسم) اجازه انجام کاری، مخصوصاً اجازه ای که از طرف مقام مسئولی داده شده باشد (مثال اول) - by common consent با موافقت بیشتر مردم یا افراد - by mutual consent با توافق دو طرف (مثال دوم)

He is charged with taking a car without the owner’s consent.

او متهم به برداشتن یک ماشین بدون اجازه صاحب آن است.

divorce by mutual consent

طلاق گرفتن با توافق دو طرف

consent

فعل

consents; consented; consenting

(فعل) موافق کردن برای چیزی یا دادن اجازه برای چیزی

She finally consented to answer our questions.

او سرانجام موافقت کرد که به سوالات ما پاسخ دهد.

My teacher consented to let our class leave early.

معلم من موافقت کرد تا کلاسمان را زودتر ترک کنیم.

The majority of our club members consented to raise the dues.

اکثریت اعضای کلوب ما موافقت کردند تا هزینه ها را افزایش دهیم.

David would not consent to our plan.

دیوید با نقشه ما موافقت نخواهد کرد.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش تصویری برق ساختمان