برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی consent به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل consent
(اسم) اجازه انجام کاری، مخصوصاً اجازه ای که از طرف مقام مسئولی داده شده باشد (مثال اول) - by common consent با موافقت بیشتر مردم یا افراد - by mutual consent با توافق دو طرف (مثال دوم)
consent
فعل
consents; consented; consenting
(فعل) موافق کردن برای چیزی یا دادن اجازه برای چیزی
She finally consented to answer our questions.
او سرانجام موافقت کرد که به سوالات ما پاسخ دهد.
My teacher consented to let our class leave early.
معلم من موافقت کرد تا کلاسمان را زودتر ترک کنیم.
The majority of our club members consented to raise the dues.
اکثریت اعضای کلوب ما موافقت کردند تا هزینه ها را افزایش دهیم.
David would not consent to our plan.
دیوید با نقشه ما موافقت نخواهد کرد.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


