برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی conscience به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل conscience
(اسم) وجدان (بخشی از مغز که بدی یا خوبی عمل را معین میکند – دو مثال اول) - in (all/good) conscience بدون احساس گناه (مثال سوم) - on your conscience احساس گناه کردن (مثال چهارم)
This is a matter of individual conscience.
این یک موضوعی است مربوط به وجدان تک تک افراد.
My conscience would really bother me if I wore a fur coat.
اگر من یک کت از جنس خز بپوشم واقعاً عذاب وجدان میگیرم. (به خاطر حقوق حیوانات)
He could not in all conscience remain silent.
او نمی توانست بدون احساس گناه ساکت بماند.
I'll apologize. I've had it on my conscience for weeks.
من عذرخواهی خواهم کرد. هفته ها بخاطر این موضوع عذاب وجدان داشتم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره conscience، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


