برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی conquer به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل conquer
(فعل) فتح کردن یک کشور یا شهر و غیره (مثال اول) – شکست دادن (مثال دوم) – فائق آمدن بر یک مشکل یا دشواری (مثال سوم)
Napoleon conquered vast territories.
ناپلئون سرزمین های وسیعی را فتح کرد.
They conquered all their enemies.
آنها همه دشمنان خودشان را شکست دادند.
She finally conquered her drug habit.
او سرانجام بر اعتیاد خود غلبه کرد.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) خیلی موفق شدن در جایی – قله یا کوهی را فتح کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره conquer، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


