برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی confess به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل confess
(فعل) اعتراف کردن
She willingly confessed her crime/guilt.
او به خواست خودش به جرم/گناهش اعتراف کرد.
I have to confess that I was afraid at first.
باید اعتراف کنم که در ابتدا ترسیده بودم.
I confessed my sins to the priest.
من به گناهانم در نزد آن کشیش اعتراف کردم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره confess، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


