برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی butterfly به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل butterfly
(اسم) پروانه (مثال اول) – شنای پروانه (استایلی از شنا کردن – مثال دوم) – butterflies حالت عصبی معده (همچنین کنایه از نگران و مضطرب بودن – مثال سوم) - butterfly effect اثر پروانه ای (اینکه تغییر کوچکی در بخشی از یک سیستم می تواند روی قسمت زیادی از آن سیستم تاثیر بگذارد)
The butterfly emerged from the pupa.
پروانه از شفیره بیرون آمد. (شفیره یا pupa یکی از مراحل دگردیسی است)
swimmers doing the butterfly
شناگرهایی که در حال شنای پروانه هستند
Even experienced dancers sometimes get butterflies before a performance.
گاهی اوقات رقصنده های باتجربه هم قبل از اجرا دچار اضطراب میشوند.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


