برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی butterfly به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل butterfly
(اسم) پروانه (مثال اول) – شنای پروانه (استایلی از شنا کردن – مثال دوم) – butterflies حالت عصبی معده (همچنین کنایه از نگران و مضطرب بودن – مثال سوم) - butterfly effect اثر پروانه ای (اینکه تغییر کوچکی در بخشی از یک سیستم می تواند روی قسمت زیادی از آن سیستم تاثیر بگذارد)
The butterfly emerged from the pupa.
پروانه از شفیره بیرون آمد. (شفیره یا pupa یکی از مراحل دگردیسی است)
swimmers doing the butterfly
شناگرهایی که در حال شنای پروانه هستند
Even experienced dancers sometimes get butterflies before a performance.
گاهی اوقات رقصنده های باتجربه هم قبل از اجرا دچار اضطراب میشوند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره butterfly، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

