برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی breadth به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل breadth
(اسم) عرض (width – مثال اول) – عمق یا گستردگی (دو مثال آخر)
She estimated the breadth of the lake to be 200 meters.
او عرض دریاچه را 200 متر اندازه گیری کرد.
Her breadth of knowledge was amazing.
گستردگی دانش او عجیب بود.
I need a greater breadth of experience.
من به طیف گسترده تری از تجربه نیاز دارم.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


