بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی boundary به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل boundary

boundary

اسم

US تلفظ صوتی/ˈbaʊndri/

boundaries

(اسم) چیزی که مرز یا حد یک منطقه را نشان میدهد (مثال اول) – محدوده یا نقطه تقابل دو چیزی (مثال دوم) – boundaries حد و مرز در رفتار یا حریم شخصی و غیره (مثال سوم و چهارم) - push the boundaries/limits فراتر از امکان رفتن، کار غیر معمول انجام دادن

The river forms the country's eastern boundary.

این رودخانه مرز شرقی کشور را شکل میدهد.

the boundary between fact and fiction

مرز بین حقیقت و خیال

Try to show love while respecting each other's boundaries.

سعی کنید که ابراز علاقه کنید در عین حال به حد و مرز یکدیگر احترام بگذارید.

We believe that respect knows no boundaries.

ما معتقدیم که احترام حد مرز نمیشناسند.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره boundary، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته