برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bless به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bless
(فعل) با دعا کردن به کسی یا چیزی تبرُک دادن (مثال اول) - تقاضای رحمت یا غفران کردن (مثال دوم) - bless (him/her etc) اینکه در خصوص کسی بگویید که خدا او را حفظ کند یا خدا به او برکت دهد (مثال سوم)
The priest blessed the water.
کشیش به آب برکت داد.
May God bless you.
خدا شما را رحمت کند.
My aunt Sara, bless her, watched the kids while we went out.
خاله من سارا، خدا او را حفظ کند، وقتی بیرون می رفتیم مراقب بچه ها بود.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) چیزی یا ویژگی را به کسی یا چیزی دادن (معمولا به صورت be blessed with something - مثال اول) - bless you بعد از عطسه زدن گفته میشود و به معنی عافیت است
We’re both blessed with good health.
هر دو ما از سلامتی برخورداریم. (به هر دو ما تندرستی اعطا شده است)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


