برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی blade به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل blade
(اسم) تیغه یک چاقو، تبر، شمشیر و غیره که برای بریدن استفاده می شود (سه مثال اول) – پره پروانه موتور کشتی، بالگرد و غیره (مثال چهارم) – قسمت پهن یک پاره یا بیلچه – تیغه یک کفش اسکی رو یخ – هر شاخه از یک علف یا دیگر رُستنی های کوچک (مثال آخر) – (به صورت ادبی) شمشیر، شمشیر زن - shoulder blade قسمت انتهایی دست انسان که پایین شانه قرار دارد و به دیسک متصل است (کمربند شانه ای)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره blade، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

