برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی blade به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل blade
(اسم) تیغه یک چاقو، تبر، شمشیر و غیره که برای بریدن استفاده می شود (سه مثال اول) – پره پروانه موتور کشتی، بالگرد و غیره (مثال چهارم) – قسمت پهن یک پاره یا بیلچه – تیغه یک کفش اسکی رو یخ – هر شاخه از یک علف یا دیگر رُستنی های کوچک (مثال آخر) – (به صورت ادبی) شمشیر، شمشیر زن - shoulder blade قسمت انتهایی دست انسان که پایین شانه قرار دارد و به دیسک متصل است (کمربند شانه ای)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره blade، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


