برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bathe به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bathe
(فعل) حمام کردن (در بریتیش bath – مثال اول) – آبتنی کردن (مثال دوم) – شستن بخشی از بدن – be bathed in light/sunshine etc جایی را روشن کردن و طراوت بخشیدن (مثال سوم) - bathed in sweat خیس عرق شدن
She always bathed in the morning.
او همیشه صبح ها حمام میکرد.
We bathed in the sea.
ما در دریا شنا کردیم.
In the afternoon the sun bathes the city in shades of pink and gold.
در بعدازظهر خورشید، شهر را با طیف های رنگ صورتی و طلایی روشن میکند.
bathe
اسم
bathes
(اسم) (بریتیش) شنا (swim)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


