برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
autonomy یعنی چه؟ از یک کشور مستقل تا یک کارمند آزاد
autonomy در جمله چطور بهکار میرود؟
(اسم) استقلال یا خودمختاری، یعنی توانایی یک فرد، گروه، سازمان یا کشور برای تصمیمگیری دربارهٔ کارهای خودش بدون کنترل یا دخالت دیگران (صفت مرتبط: autonomous)
The region was granted a degree of autonomy from the central government.
به آن منطقه درجهای از خودمختاری نسبت به دولت مرکزی اعطا شد.
Employees value having autonomy in how they complete their work.
کارکنان برای استقلال در نحوهٔ انجام کارشان ارزش قائلاند.
Teenagers often seek more autonomy from their parents.
نوجوانان اغلب بهدنبال استقلال بیشتر از والدینشان هستند.
The university operates with considerable financial autonomy.
این دانشگاه با استقلال مالی قابلتوجهی فعالیت میکند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره autonomy، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

