برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی annoyance به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل annoyance
(اسم) عصبانیت، رنجش یا دلخوری اندک (irritation – دو مثال اول) - چیزی که باعث دلخوری می شود (مثال سوم)
Much to our annoyance, they decided not to come after all.
چیزی که بیش تر باعث دلخوری ما شد این بود که آنها سر آخر تصمیم گرفتند نیایند.
My annoyance with John was gone.
دلخوری من از جان از بین رفته بود.
The delay is now shorter but still an annoyance.
این تاخیر اکنون کوتاه تر است ولی هنوز باعث رنجش است.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره annoyance، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

