برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی annoyance به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل annoyance
(اسم) عصبانیت، رنجش یا دلخوری اندک (irritation – دو مثال اول) - چیزی که باعث دلخوری می شود (مثال سوم)
Much to our annoyance, they decided not to come after all.
چیزی که بیش تر باعث دلخوری ما شد این بود که آنها سر آخر تصمیم گرفتند نیایند.
My annoyance with John was gone.
دلخوری من از جان از بین رفته بود.
The delay is now shorter but still an annoyance.
این تاخیر اکنون کوتاه تر است ولی هنوز باعث رنجش است.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


