برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
ambassador یعنی چه؟
کاربرد ambassador برای نمایندگی رسمی و سفارت
(اسم) سفیر؛ بالاترین مقام دیپلماتیک که نمایندهی رسمی یک کشور در کشور دیگر است (مترادف پرکاربرد: diplomat)
The ambassador met with the president to discuss trade.
سفیر برای گفتگو دربارهی تجارت با رئیسجمهور دیدار کرد.
She was appointed ambassador to France last year.
او سال گذشته بهعنوان سفیر در فرانسه منصوب شد.
(اسم) نماینده یا مبلغ غیررسمی؛ فردی که از یک برند، سازمان یا ایده نمایندگی میکند (این کاربرد بیشتر در بازاریابی و فرهنگ عمومی رایج است)
He works as a brand ambassador for a sportswear company.
او بهعنوان سفیر برند برای یک شرکت پوشاک ورزشی کار میکند.
The singer became a goodwill ambassador for the UN.
این خواننده سفیر حسن نیت سازمان ملل شد.
(ترکیبهای رایج) goodwill ambassador یعنی سفیر حسن نیت؛ brand ambassador یعنی سفیر برند؛ و ambassador to یعنی سفیر در (کشوری).
The actress serves as a goodwill ambassador for children's rights.
این بازیگر بهعنوان سفیر حسن نیت برای حقوق کودکان فعالیت میکند.
He was appointed ambassador to Japan in 2020.
او در سال ۲۰۲۰ بهعنوان سفیر در ژاپن منصوب شد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره ambassador، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

