برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی allowance به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل allowance
(اسم) پولی که به صورت مداوم و مخصوصا برای چیز خاصی پرداخت میشود، خرجی، کمک هزینه (دو مثال اول) – مقدار چیزی که مجاز است (مثال سوم) - make allowance for آماده شدن برای یک احتمال (مثال چهارم) - make allowances for درک کردن کسی (مثال آخر)
Do you get an allowance for clothing?
آیا برای پوشاک کمک هزینه می گیرید؟
a monthly allowance for household expenses
خرجی ماهیانه برای هزینه های خانوار
Passengers’ baggage allowance is 100 pounds per person.
بار مجاز مسافرها، 100 پوند برای هر نفر است.
My whole family is coming to dinner now, so you better make allowance for five more people at the table.
الان همه خانواده من برای شام می آیند، پس بهتر است برای 5 نفر بیشتر سر میز تدارک ببینی.
Dad’s under pressure – you have to make allowances.
پدر تحت فشار است. تو باید او را درک کنی.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


