برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی adjustment به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل adjustment
(اسم) تنظیم، سازگاری، یک تغییر کوچک که عملکرد را بهتر خواهد کرد
He made some slight adjustments to the recipe.
او تغییرات کوچکی در دستور پخت انجام داد.
The adjustment to the new schedule was easy.
سازگاری با برنامه جدید آسان بود.
There was a long period of adjustment under the new boss.
دوره طولانی از سازگاری با رئیس جدید وجود داشت. (کارمندان زمان زیادی را صرف عادت کردن به شرایط و شیوه مدیریت او کردند)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


