برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
accumulate یعنی چه؟
کاربرد accumulate برای جمع شدن و افزایش تدریجی
(فعل متعدی) بهتدریج مقدار زیادی از چیزی را جمع یا انباشته کردن (معمولاً در طول یک دوره زمانی)؛ چیزی را کمکم جمع کردن یا به دست آوردن
He accumulated a large amount of wealth during his career.
او در طول دوران کاری خود ثروت زیادی جمع کرد.
We've accumulated a lot of debt over the years.
ما در طول این سالها بدهی زیادی جمع کردهایم.
She has accumulated a huge collection of old books.
او بهمرور مجموعه بزرگی از کتابهای قدیمی جمع کرده است.
Over time, he accumulated valuable experience.
او بهمرور زمان تجربه ارزشمندی به دست آورد.
The company accumulated millions of dollars in losses.
این شرکت میلیونها دلار ضرر انباشته کرد.
(فعل لازم) بهتدریج جمع شدن، انباشته شدن یا افزایش یافتن مقدار یا تعداد چیزی در طول زمان (در این کاربرد، خودِ چیزی بهمرور بیشتر میشود و لزوماً کسی آن را جمع نمیکند)
Dust had accumulated on the shelves.
گرد و غبار روی قفسهها جمع شده بود.
A thick layer of snow accumulated on the roof.
لایه ضخیمی از برف روی سقف جمع شد.
The papers on my desk keep accumulating.
کاغذهای روی میزم مدام بیشتر و بیشتر میشوند.
Pressure continued to accumulate throughout the day.
فشار در طول روز همچنان افزایش پیدا کرد.
Too much soot can accumulate inside a chimney.
دوده زیادی میتواند داخل دودکش جمع شود.
(نکته آموزشی) accumulate بر یک روند تدریجی تأکید دارد؛ یعنی چیزی یکباره زیاد یا جمع نمیشود، بلکه مقدار آن در طول زمان کمکم افزایش پیدا میکند. به همین دلیل برای چیزهایی مانند ثروت، بدهی، تجربه، اطلاعات، گرد و غبار، زباله و فشار بسیار رایج است.
It takes time to accumulate enough experience.
جمع کردن تجربه کافی زمان میبرد.
Small problems can accumulate and become a serious issue.
مشکلات کوچک میتوانند بهمرور جمع شوند و به یک مسئله جدی تبدیل شوند.
Knowledge accumulates through reading and practice.
دانش از طریق مطالعه و تمرین بهتدریج افزایش پیدا میکند.
The evidence accumulated over several years.
شواهد طی چند سال بهتدریج جمع و بیشتر شد.
(ترکیبهای رایج) accumulate wealth یعنی بهتدریج ثروت جمع کردن؛ accumulate debt یعنی بهمرور بدهی ایجاد یا انباشته کردن؛ و accumulate evidence یعنی بهتدریج شواهد بیشتری جمع کردن.
It took him many years to accumulate enough wealth to retire.
سالهای زیادی طول کشید تا او ثروت کافی برای بازنشستگی جمع کند.
Many families have accumulated large amounts of debt.
خانوادههای زیادی بدهیهای زیادی انباشته کردهاند.
Scientists have accumulated a great deal of evidence.
دانشمندان شواهد زیادی جمع کردهاند.
(مترادف پرکاربرد) amass نیز به معنی جمع کردن مقدار زیادی از چیزی است، اما accumulate بیشتر بر روند تدریجی جمع شدن یا افزایش یافتن در طول زمان تأکید میکند.
He accumulated wealth over many years.
او طی سالهای زیادی بهتدریج ثروت جمع کرد.
The museum has amassed a large collection of paintings.
این موزه مجموعه بزرگی از نقاشیها را گردآوری کرده است.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره accumulate، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

