برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی accidentally به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل accidentally
(قید) به صورت تصادفی - accidentally on purpose عمدا کاری را انجام دادن ولی تظاهر به تصادفی بودن یا ناخواسته بودن آن کار کردن (مثال دوم)
I accidentally deleted the file.
من ناخواسته آن فایل را پاک کردم.
I accidentally-on-purpose spilled water on him.
من عمدا آب روی او ریختم. (ولی جوری که فکر کند تصادفی بوده)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره accidentally، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


