برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی yield به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل yield
(فعل) تسلیم شدن (پذیرفتن شکست یا فشار – جمله اول) - تولید کردن (چیزی را بهدست آوردن یا ایجاد کردن – جمله دوم) – (در رانندگی) به معنای حق تقدم دادن به وسایل نقلیه دیگر (جمله سوم) - خم شدن، تغییر شکل دادن (جمله چهارم)
He yielded to her demands.
او تسلیم خواستههای او شد.
The farm yields a lot of wheat.
این مزرعه مقدار زیادی گندم تولید میکند.
You must yield to pedestrians at a crosswalk.
در محل عبور عابران پیاده باید حق تقدم را رعایت کنید.
The tree yielded slightly in the strong wind.
آن درخت در برابر باد شدید کمی خم شد.
yield
اسم
yields
(اسم) درآمد یا سود حاصل از سرمایهگذاری – محصول یک درخت و ...
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


