عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل wreck

wreck

اسم

US تلفظ صوتی/ˈrɛk/

wrecks

(اسم) لاشه، خرابه (بقایای چیزی که نابود شده است) - خرابی شدید یا تخریب چیزی (جمله دوم) - فردی که از نظر روحی یا جسمی در وضعیت بسیار بدی قرار دارد (جمله سوم) - nervous wreck فردی که به‌شدت عصبی و مضطرب است

The wreck of the ship was found on the beach.

لاشه‌ی کشتی در ساحل پیدا شد.

The divorce completely wrecked his life.

طلاق زندگی او را کاملاً نابود کرد.

The stress of his final exams made him a wreck.

استرس امتحان‌های نهایی، او را از هم پاشید.

wreck

فعل

wrecks; wrecked; wrecking

(فعل) شکست دادن یا از بین بردن چیزی

I wrecked my father's car.

من ماشین پدرم را داغان کردم.

Bad weather wrecked our vacation.

هوای بد تعطیلات ما را خراب کرد.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی