برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی worm به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل worm
(اسم) کرم (حشرهی کوچک و دراز – جمله اول) - شخص پست و ضعیف - برنامه مخرب در دنیای کامپیوتر (کرم) – worms انگل - the worm turns اینکه بگویید که فرد مطیعی دیگر گوش به حرف نمیدهد - can of worms شرایط پیچیدهای که مشکلات بسیار زیادی را در صورت ورود به آن موضوع بوجود خواهد آورد
The bird ate the worm.
پرنده کرم را خورد.
worm
فعل
worms; wormed; worming
(فعل) حرکت کردن بهآهستگی و سختی (جمله اول) – داروی ضد انگل به یک حیوان دادن - بهدست آوردن چیزی با حیلهگری (جمله دوم) - worm (your way or yourself) into (something) به موقعیت یا شرایط بهتری خزیدن و خود را رساندن
He slowly wormed through the crowd.
او بهآرامی و با زحمت از میان جمعیت راه باز کرد.
She managed to worm the secret out of him.
او توانست با حیلهگری راز را از او بیرون بکشد. (worm (something) out of (someone) یعنی راز و اطلاعات را از کسی بیرون کشیدن)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



