برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی wolf به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل wolf
(اسم) گرگ - a wolf in sheep's clothing گرگی در لباس گوسفند - keep the wolf from the door به اندازه بقا پول داشتن
a pack of wolves
یک گله گرگ
wolf
فعل
wolfs; wolfed; wolfing
(فعل) به سرعت غذا خوردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره wolf، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


