برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی wicked به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل wicked
(صفت) بد یا اشتباه از نظر اخلاقی (evil – دو مثال اول) – موذی یا موذیانه (mischievous – مثال سوم) – خطرناک، مهلک (مثال چهارم) – خیلی خوب (مثال آخر)
wicked
قید
(قید) خیلی، به شدت (very)
His car goes wicked fast.
ماشین او خیلی سریع است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره wicked، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

